کتاب شوق گفت‌ و گو | وقتی که گفت و گو بلد نیستیم

خواندن یک کتاب در ماه را در برنامه‌ریزی‌هایم گذاشته‌ام.کتاب شوق گفت‌وگو را در لیست کتابهای خوانده نشده داشتم تا اینکه این ماه فرصت کردم این کتاب را بخوانم.

در کودکی پدر و مادر گفتن و ما اجرا کردیم ،در مدرسه معلم گفت و ما دست به سینه نشستیم، حکومت گفت و ما گفتیم چشم. در خانواده‌های مردسالار یا زن‌سالار اوضاع اگر بدتر نباشد بهتر هم نیست.

سه میلیون پرونده در شورای حل اختلاف +

نداشتن کشورهای دوست به تعداد انگشتان دست

قهر کردن

دعواهای قومی و قبلیه‌ای

اختلاف رئیس و کارمند و نشنیدن صدای همدیگر

و …

اینها نشان می‌دهد هرچقدر هم که یک کشور روی ثروت خوابیده باشد تا زمانی که فرد فرد آدم‌های آن کشور نتوانند با یکدیگر گفتگو کنند راه پیشرفت بسیار سخت خواهد بود یا شاید غیرممکن. در چند صد سال اخیر ایران هر بیست و پنج، سی سال یک انقلاب داشتیم و هر دفعه در مسیر پرهزینه انقلاب قرار گرفتیم.

مروری بر کتاب شوق گفت و گو

ما نخوانده استادیم. در طول کتاب این جمله را زیاد از حسن قاضی می‌شنویم، خیلی به این اشاره می‌کند که ما ایرانیان همه‌چیزفهم هستیم و این همه‌چیزفهمی پدر ما را درآورده است. در تمام موضوعات استاد هستیم، بدیهی‌گویی و مطلق‌گویی از ویژگی‌های بارز ماست. حتی یک درصد هم احتمال خطا در حرف‌های خودمان نمی‌دهیم.

کتاب از چند فصل تشکیل شده است که ابتدا به اهمیت گفتگو می‌پردازد و توجه خاصی روی کلمات دارد. انگار حسن قاضی برایش مهم بود که گپ، گفتگو، بحث، مذاکره، مشاجره، مناظره کلماتی شبیه بهم نیستند که بجای هم به کار گرفته شوند.

تک‌گویی از ویژگی منحصر به فرد ایرانیان است. گاهی دو نفر با هم صحبت می‌کنند نه برای اینکه همدیگر را بهتر بفهمند بلکه فقط برای اینکه از لابلای صحبت همدیگر نقطه ضعفی پیدا کنند تا بتوانند بر علیه او استفاده کنند تا حرف خود را به کرسی بنشانند.

از ریشه‌های این تک‌گویی می‌گوید که گاهی از مذهب، از شاعران، از داستان‌های قدیمی ایرانی می‌آید که نشان می‌دهد تک‌گویی چیزی به بلندای تاریخ ایران دارد.

بخش‌های پایانی این کتاب از ارائه راه‌حل برای تمرین گفتگو می‌گوید.

چکار کنیم تا گفتگو کنیم؟

اولین تمرینی که نویسنده می‌گوید، تمرین گوش کردن است. تمام گفتگو بر مبنای فهم بیشتر و بهتر از موضوع است، تا زمانی که خوب نشنویم و خوب درک نکنیم نمی‌توانیم گفتگو کنیم در اینصورت احتمالا گفتگو به سمت مشاجره و تک‌گویی هدایت می‌شود.

معمولا گوش نمی‌کنیم که درک کنیم بلکه گوش می‌کنیم تا سریع جواب بدیم.

منظوری نداشتم، ببخشید فکر نمی‌کردم ناراحت بشی، تو خوبببییی اینها همان گفتگوهای روزمره زندگی ماست که حاصل گفتگو نکردن است.

بخشی از کتاب شوق گفت و گو

بخشی از کتاب شوق گفت و گو

حسم بعد از خواندن کتاب شوق گفتگو

به این فکر می‌کردم ای کاش محتوای این کتاب، ساده شده و قابل فهم برای کودکان هم منتشر می‌شد تا در آینده نسلی داشته باشیم که توانایی گفتگو با همدیگر را داشته باشند. شاید ایده خوبی برای نویسندگان داستان کودک باشد.

این ذهنم آمد که چرا با داشتن چنین کتاب و نویسندگان خوبی ما درگیر کلاس گذاشتن و ادا اصول با کتاب‌های شبه روشنفکری هستیم.

اینقدر کتاب‌های ذهن مثبت و فکر مثبت به خورد ما رفته که زندگی جمعی را بلد نیستیم انگار آسمان سوراخ شده و ما افتادیم پایین.

تازه میفهمم وقتی بعضی از نخبگان سیاسی و اجتماعی می‌گویند ما در مرحله گذار هستیم یعنی چه.

3+

نوشته شده توسط سجاد پورحسین

اینجا جاییست که از تجربه‌ها و مطالعاتم در حوزه دیجیتال مارکتینگ و استارتاپ‌ها خواهم نوشت. معتقدم فضای کسب‌وکارهای اینترنتی و دیجیتال مارکتینگ در ایران اینقد ناپخته و بکر است که هرچقدر از آن بگوییم و بنویسیم باز هم کم است.

This article has 2 comments

  1. faride Reply

    من خودم بشخصه کم پیش میاد این مدل کتابهارو بخرم
    مثلا با این عنوانها..
    اما فکر میکنم این کتابو حداقل یبار همه ی ما ایرانیا باید میخوندیم و بخونیمش قطعا
    مرسی از معرفیتون

    0
  2. معصومه شیخ مرادی Reply

    در چند صد سال اخیر ایران هر بیست و پنج، سی سال یک انقلاب داشتیم و هر دفعه در مسیر پرهزینه انقلاب قرار گرفتیم.( جمله جالبی بود.)
    سجاد جان من هم مثل تو باور دارم که حلقه مفقوده زندگی ما گفتگو است در هر سطحی از دانش که باشیم متاسفانه این مشکل رو داریم.
    در مورد کتاب های شبه روشنفکری هم اشاره خوبی داشتی ما این روزها خیلی درگیر ادا و اصول هستیم این را از دست و پازدنهای مذبوحانه مان برای رسیدن به موفقیت و بالا رفتن از روی شانه دیگران می توان فهمید.

    0

Leave a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *